آخر چگونه بانگ برآرم که چشمانم...
چگونه بانگ برآرم که گوشهایم ...
چگونه بانگ برآرم که...
در به هم خوردن برگ ها و سروصدایشان...
در سبزی وزردی شان...
در باد...همان که ابر را می آورد...
در همه این ها...
من چیزهایی می بینم که همه شان زیباست...
(سر کلاس! سال 82 یا 83! غمی که دیگر در من نبود...)
زیباااااااااااا:* همون نگاته که می خوامت
ReplyDelete