Tuesday, June 26, 2012

هیچ و همه چیز


و هیچ کس نفهمید رازو رمز درخت را...
ریشه هایی استوار تا عمق زمین...
برگهایی سست و نازک در دست باد...
مهربان و صمیمی‌...
او هست تا بادهای جهان از میان شاخ‌ و برگهایش بگذرند، آب های جهان قطره قطره بر سر و رویش بریزند و تمام گرما و سرمای جهان به عمق تنش نفوذ کنند...
و او همچنان ایستاده است...
بی‌ چون و چرا! بیچاره درخت...
که ریشه هایش او را به عمق تاریکی نمناک خاک فرو میبرند و و برگهایش بی‌ پروا با باد بازی میکنند...
چه میخواهی‌  که شوی درخت بلند لب آب؟ قایقی که تا دوردست های آبی آب برانی؟ یا بازیچه‌ای برای یک کودک که در کوچه‌های بچگیش با تو بازی کند؟ شاید هم میخواهی‌ بادبادکی را قاب کنی‌ و در میانه آسمان بی‌ انتها پرواز کنی‌؟ نخواه که بگویم باید چه کنی‌...
که باید جدا شوی‌ از آنچه هستی‌، از درخت بودنت...

باید بمیری از درخت... تا آزاد شوی...

6 comments:

  1. راستی‌ من به شما نگفتم با یه درخت تو این قبرستون دوست شدم، کلی‌ سن و تجربه داره، خیلی مهربون و صبوره، چند وقت یه بار میرم پیشش و بغلش می‌کنم :) اتفاقا اونم همینه، همچین محکم و بخشنده و بی‌ ادعا اونجا وایستاده، ولی‌ من که ازش نخواستم جدا شه از درخت بودنش!

    ReplyDelete
  2. negar, thanks for your comment:):*

    ReplyDelete
  3. eeeeeeeee.....man nafahmide boodam....cheghaaadr khoob:))) be derakhtet az tarafe manam salam kon...manam nemikham ke hich derakhti az derakht boodanesh joda she, vali baazi vaghta doost daram ghodrate ino dashtam ke faratar az in chizi ke hastam beram...ke ta vaghti too in jesm hastam nemishe;)

    ReplyDelete
    Replies
    1. are oon symbol derakht ro ke inja estefade karde boodi fahmidam va on hese mordan va azaad shodan azash :) vali kolan paziraa boodan e tabiaat kheili vasam jalebe o aaramesh bakhsh va dar eyn hal roo asaabe :))

      Delete